۰

غدیر، مردم و مشروعیت سیاسی در اسلام

نرگس اعتماد
دوشنبه ۲۷ سرطان ۱۴۰۱ ساعت ۱۳:۵۰
پیامبر در آن روز بر مردم الزام نکرد تا حتما و قطعا به علی رأی دهند و با او بیعت کنند. او حتی کسانی را که از انتخاب و بیعت، آگاهانه اعراض کرده باشند نیز متهم به «بغاوت» و «خروج» نکرد؛ بلکه صرفا راه حق را به همه نشان داد و به این ترتیب، حجت را بر همگان تمام کرد.
غدیر، مردم و مشروعیت سیاسی در اسلام
غدیر شاید بزرگترین تحول سیاسی در زمان حیات پیامبر اکرم( ص) باشد؛ روزی که فرجامین فرستاده خداوند تصمیم گرفت برای تعیین سرنوشت سیاسی امت، «مردم» را فراهم آورد و بنیان مشروعیت سیاسی در اسلام را بگذارد.
 
در آخرین حج پیامبر اکرم(ص) که به «حجت الوداع» معروف است، در منطقه ای موسوم به «غدیر خم» پیامبر مسلمانان را فراهم آورد تا تصمیمی بزرگ را با آنان در میان بگذارد.
 
او پس از یک خطبه طولانی، دست مولا علی(ع) را فرابرد و اعلام کرد: هرکس من مولای او هستم، پس این علی مولای اوست.
 
این یک حکم حکومتی تحکم آمیز، اجباری و لازم الاتباع نبود، فراخوانی برای انتخاب بود؛ انتخابی از سر آگاهی، تشخیص و تصمیم. هر فرد شرکت کننده در آن همایش بزرگ و تاریخی، می توانست درباره سرنوشت امت نوپا تصمیم بگیرد، درباره آینده اسلام. این فراخوان در عین حال، صرفا رویدادی مقطعی برای انتخاب یک فرد هم نبود؛ بلکه اساسی برای آینده بود؛ اینکه چه کسی با چه ویژگی هایی باید حاکم اسلامی باشد و مسلمانان با استفاده از چه شیوه ای او را برگزینند.
 
پیامبر همه چیز را مشخص کرد. یک قانون برای انتخابات تقریر کرد، اصول مشروعیت سیاسی در اسلام را تعیین کرد، ویژگی های حاکم مسلمان را در سیره و سیمای علی ترسیم کرد و به مردم آن روزگار و روزگاران پس از آن آموخت که چه کسی را چرا و چگونه به حاکمیت خویش بگمارند و سرنوشت امت مسلمان را به دست او بسپارند.
 
یکی از مهم ترین نکته هایی که در آن روز مورد تاکید قرار گرفت و تا همیشه باید مورد استفاده باشد، این بود که یکایک افراد حق داشتند تصمیم بگیرند، رای بدهند (بیعت کنند) یا رای ندهند.
 
شاید در آن میان، شماری نیز بوده باشند که بنا به هر دلیلی ترجیح داده باشند که به فراخوان پیامبر لبیک نگویند؛ کسانی که شاید نه محمد(ص) را مولای خود می دانستند و نه علی(ع) را. یا شاید پیامبر را قبول داشتند؛ اما علی را نه!
 
آنها اما از این حق برخوردار بودند که تصمم بگیرند، با آگاهی، اراده و شناخت، دست به انتخابی آگاهانه بزنند. این بسیار ارزشمند بود و امروز نیز ارزش دارد.
 
پیامبر در آن روز بر مردم الزام نکرد تا حتما و قطعا به علی رأی دهند و با او بیعت کنند. او حتی کسانی را که از انتخاب و بیعت، آگاهانه اعراض کرده باشند نیز متهم به «بغاوت» و «خروج» نکرد؛ بلکه صرفا راه حق را به همه نشان داد و به این ترتیب، حجت را بر همگان تمام کرد.
 
این آخرین مأموریت او به عنوان رسول خدا بود تا امانت سرنوشت امت را به خود آنان بازگرداند و آنان را به تصمیم گیری درباره آن فرابخواند. به این ترتیب، این مردم بودند که تصمیم گرفتند دسته دسته با علی بیعت کنند؛ در حالی که نه کسی علیه آنان شمشیر آخته برگرفته بود و نه یاغی و باغی تلقی می شدند.
 
این اصل اساسی مشروعیت سیاسی در اسلام است؛ اصلی مبتنی بر اراده آزاد امت آگاه. آنها باید حق انتخاب داشته باشند، حق تصمیم گیری و اعمال اراده آزاد بر سرنوشت جمعی خویش.
 
نکته بسیار مهمی که باید مورد توجه قرار بگیرد و امروز نیز ارزشی حیاتی و تعیین کننده دارد این است که حکومت اسلامی حق ندارد مردم را به زور وادار به شرکت در «بیعت» با حاکم کند. حکومت در عین حال، حق ندارد حتی یک نفر را از حق رای دادن، اظهار نظر و تصمیم گیری درباره تعیین حاکم محروم کند. این چیزی است که پیامبر در غدیر به ما آموخت. او شاخص های حاکم و شیوه های انتخاب او را به مردم نشان داد؛ اما به جای مردم تصمیم نگرفت؛ بلکه به آنان امکان اندیشیدن آزاد درباره استفاده از حق تصمیم گیری خویش را اعطا کرد. به این ترتیب، هیچ مسلمانی نباید مجبور باشد سیطره حاکمیتی را بپذیرد که به نظرش مشروع نمی آید. مسلمانان همچنین باید حق داشته باشند که نگاه و نظرشان را نسبت به حاکم و حکومت اسلامی به صراحت ابراز کنند، بدون آنکه جان و مال شان در خطر باشد. نظر فرد فرد مسلمانان مهم است و تنها در این صورت است که مشروعیت سیاسی یک حکومت اسلامی، تامین می شود. هرگونه اعمال زور برای تحمیل نوع خاص حکومت داری یا یک حاکم مشخص، نقض اساسی ترین اصل مشروعیت سیاسی در اسلام است و از نظام و حاکم به اصطلاح اسلامی، سلب مشروعیت می کند. این درس بزرگی است که پیامبر بزرگ اسلام در غدیر خم به ما آموخت.
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *

پربازدیدترین