۱

چگونه می توان بین نخبگان ضدطالبان اعتمادسازی کرد؟

حسینی مدنی
دوشنبه ۱۷ ثور ۱۴۰۳ ساعت ۱۹:۰۹
گام اول برای عملی شدن طرح فعالیت منسجم نخبگان، اعتمادسازی میان نخبگان است. باتوجه به اختلافات زیاد در میان کتله های متعدد حوزه مقاومت ضدطالبانی چگونه باید اعتمادسازی صورت بگیرد. این اعتمادسازی از کجا آغاز شود؟
چگونه می توان بین نخبگان ضدطالبان اعتمادسازی کرد؟
 چگونه می توان بین فعالان حوزه ضدطالبان اعتمادسازی کرد؟

چند روز پیش در طرح:"نخبگان افغانستان چه باید بکنند"
http://www.jomhornews.com/fa/article/171586/ مسائلی مطرح کردم که مورد استقبال قرار گرفت.

گام اول برای عملی شدن طرح فعالیت منسجم نخبگان، اعتمادسازی میان نخبگان است که در میان همه اقوام و مناطق افغانستان پراکنده اند. پیام های حمایتی زیادی از طرح نخبگان دریافت شد؛ اما یکی از ابهامات و سئوال هایی که مطرح بود، این بود که باتوجه به اختلافات زیاد در میان کتله های متعدد حوزه مقاومت ضدطالبانی چگونه باید اعتمادسازی صورت بگیرد. این اعتمادسازی از کجا آغاز شود؟
 
بدترین مشکل حوزه مقاومت علیه طالبان، اختلافات و تنش های درونی این حوزه است. این اختلافات به سادگی در فضای مجازی راه پیدا می کنند. به سادگی به بحث عمومی تبدیل می شوند، به سادگی موجب نفاق و دعوای قومی-محلی می شوند. همین تنش های مجازی موجب واگرایی در میان تحصیلکردگان حوزه مقاومت می شود. این حالت واگرایی ضمن اینکه نیروهای مفید مقاومت را به هم مشغول کرده و از مبارزه برای آزادیخواهی دور می کند، فرصت خوبی برای آسودگی و خاطرجمعی طالبان فراهم می نماید.
 
لذا جالب توجه است که طالبان با فهم این معضل، از طریق ایجاد نمبرهای فیک و جعلی در شبکه های اجتماعی و با استخدام مأمورین و چلوونکی ها، بر شعله ور شدن و فراگیر شدن این اختلافات تلاش می ورزند و از نتیجه آن، لذت می برند. آنها از نفاق تحصیلکردگان حوزه مقاومت، برضد مردم و جبهه مقاومت استفاده به عمل می آورند. اینکه تحصیلکردگان و روشنفکران و نخبگان حوزه مقاومت همانند چوب سوخت و لشکر بی مزد طالبان مورد استعمال قرار بگیرند حقیقتا جای خجلت و اندوه است. بنابراین به بیداری و هوشیاری و اندیشه ورزی میان تحصیلکردگان ما شدیدا احساس نیاز می شود.
 
کلیت اختلافات و تنش های لفظی که در میان ساکنان حوزه ضدطالبانی در فضای مجازی شاهد بوده و هستیم، از لحاظ قومی عمدتا شامل اختلاف هزاره و تاجیک؛ هزاره و سادات بوده و از لحاظ محلی نیز اختلاف میان پنجشیر و بدخشان بوده و از لحاظ تاریخی بحث جنگ های داخلی و حادثه افشار و از دسته بندی پیروان رهبران سیاسی نیز نزاع میان هواداران شهید مسعود و شهید مزاری بوده؛ لذا وقتی کسی در انتقاد از مزاری سخنی گفته یا علیه مسعود گپی زده، نخبگان و تحصیلکردگان هزاره و سید و تاجیک در فضای مجازی ذهن شان و قلم شان را علیه هم درگیر کرده و این درگیری مدتهاست که ادامه دارد و نیروی فعال و مبتکر و مبارز ما را از مسیر اصلی مبارزه و مطالبه منحرف نموده است.
هر فردی که بصورت بیمارگونه به سوابق و شخصیت ها و ارزش های یک قوم و محل اهانت می دارد باید توسط نخبگان همان قوم و محل، طرد شود. ما برای گلایه گذاری ها و جدالهای ذات البینی فرصت زیاد داریم؛ اما برای مبارزات آزادیخواهانه ضد دشمن مشترک، وقت مان ضیق و اندک است.
 
دو دیگر اینکه ما باید اشتباهات سابق عناصر خودی مان را به رسمیت بشناسیم. بپذیریم که در جنگهای داخلی اشتباه شده؛ در کنفرانس بن اشتباه شده، در سیاست ورزی دو دهه جمهوریت اشتباه شده، اما این اشتباهات مربوط به عناصر خاصی هستند و ربطی به قاطبه مردم و تحصیلکردگان و نخبگان و مبارزان ما ندارد؛ لذا دلیلی ندارد که خبط یک رهبر و یک سیاستمدار قومی- محلی را به پای تمام قوم و محله حساب کرده و عقده های فروخفته ذهنی را بر سر هم تباران و هم سرنوشت های خودمان فریاد بزنیم.
 این دردی از ما دوا نمی کند اما همه ما با پذیرش اشتباهات گذشته و پذیرش سرنوشت آینده و به رسمیت شناختن هویت ها و خرده فرهنگ ها، می توانیم به سمت اعتمادسازی جهت ایجاد یک جبهه مشترک آزادیخواهی گام برداریم.
 
منِ پنجشیری خودم باید بپذیرم که سیاستمدار پنجشیری اشتباه کرده، منِ تاجیک باید بپذیرم که سیاستمدار بلخی عیبی داشته، منِ بدخشانی باید بپذیرم که دل کلان داشته باشم، منِ هزاره باید بپذیرم که در گذشته اشتباه داشته ام؛ لذا در دفاع از کسی در مقابل هم، سنگرسازی و جبهه گیری نکنیم و به شخصیت های جانب مقابل اهانت نکنیم. ما باید بپذیریم که هرکدام به نوعی و به مقداری، اشتباه کرده ایم و حالت و وضعیت امروز ما حاصل اشتباه خود ماست؛ تمام. لذا نباید خودمان را پاکیزه و دیگران را خطاکار بدانیم و انتقاد کنیم و تمام برف را بر بام همسایه بیندازیم.

اگر انتقاد را خوش داریم و می خواهیم از اشتباهات مان درس بگیریم بهتر است از نقد خود و خودی های مان آغاز کنیم، یک پنجشیری، خودش از سیاستمدار ولایتش انتقاد کند، و یک بدخشانی از رهبر خودش و یک هزاره از رهبران و سیستم خودش و یک سید از خطاهای خودش و بابایش و یک ازبک از کمبودها و خطاهای خودش و رهبرش. دلیل عقلی ندارد که ما خطاکاران خودمان را رها کنیم و خطاهای دیگران را بزرگنمایی کنیم.

بناءاً اگر یک بدخشانی از سیاستمدار پنجشیری انتقاد کند (ولو که حق گفته باشد) کل پنجشیر در برابرش موضع می گیرند؛ این تجربه شده است. این قاعده را می توان به تمام اقوام و مناطق افغانستان تعمیم داد. انتقاد یک بچه سید یا تاجیک از شهید مزاری می تواند بسیار ویرانگر باشد اما اگر یک هزاره از رهبر انتقاد کند واکنش هزاره ها ملایم تر خواهد بود.

لذا دلیلی ندارد که در این شرایط، مدام زبان به انتقاد از فلان کس و فلان جا بگشاییم. اگر یک آدم مریض و بیمار و عصبی نمیتواند جلو عقده و ذهن بیمارش را بگیرد ما و نخبگان و تحصیلکردگان، به ترویج عقده های ذهنیِ بیماران روانی کمک نکنیم.

این قدم های نخستین اعتمادسازی میان ماست. گام دوم اعتمادسازی این است که ما تمام هویت ها و خرده فرهنگ ها را به رسمیت بشناسیم و به ظرفیت ها و توانمندی های همدیگر ایمان بیاوریم. هیچ کدام مان را نادیده نگیریم. بپذیریم که هیچ طایفه ای و محلی و نژادی از دیگران برتر یا کمتر نیست. اما اگر همه اینها متحد شوند و در یک مسیر مشترک، مبارزه شان را آغاز کنند، همگی به یک قدرت برترِ مشترک دست خواهند یافت.

بنابراین ما نیاز به اعتمادسازی با هدف ایجاد یک جنبش سراسری آزادیخواهی داریم که همگی با نیت آزادی وطن از شر جاهلان و قاتلان و طالبان بعنوان دشمن مشترک مان، از هر ابزار و تخصصی که داریم در راستای مبارزه مشترک اقدام نماییم.
 
حسینی مدنی- خبرگزاری جمهور
   
 
 
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *


United States
باید نخبگان را تشریح کرد.
نادر احمدی
Iran, Islamic Republic of
متاسفانه فعالیت سیاسی نخبگان مانند ساختار قومیتی در کشور، موزاییکی است یعنی نخبگان سیاسی یا فرهنگی مانند جزیره هایی جدا از هم فعالیت می کنند برای همین دامنه فعالیت و کار آنها هم وسعت پیدا نمی کند.
دوم ما تعریفی واحد از نخبه در کشور نداریم و بعضی اوقات شارلاتان های سیاسی را به جای نخبه اشتباها وارد بازی‌های سیاسی کرده ایم/ شده اند.( شاید یکی از دلایل ناکامی ما همین باشد).
به قول یکی از دوستان، برای حل یک مشکل باید آن مشکل را به رسمیت شناخت یا به عبارت بهتر باید بدانیم " مشکلی وجود دارد" بدون دانستن این موضوع راه حلی وجود نخواهد داشت. این اولین گام برای حل مشکل خواهد بود.
ما نخبگان زیادی داشته ایم که توانایی قلم و قدم خوبی داشته/ دارند. اما بسیاری از آنها انگار با مهاجرت آب شده اند. فکر می کنم نیاز به یک " کاتالیزور" دارند. یک محرک که نیروی خفته آنها را بیدار کند.
علاوه بر مواردی که شما گفته اید، باید بدانیم نخبگان بدون ایجاد شبکه های مرتبط به هم توانایی تاثیرگذاری را نخواهند داشت.
مدنی
Iran, Islamic Republic of
درود احمدی عزیز. قربان دید و قلم‌تان
دقیق فرمودید
عارف ارشاد
United States
امیدوارم نخبگان ما کمی خودشان را تکان بدهند. با این وضعیت متاسفانه وطن روز به روز خرابتر خواهد شد. سرنوشت دختران ما چه خواهد شد؟
پربازدیدترین